سلام به همه دوستای خوب. سال 1391 بر همه شما دوستان وبلاگی مبارک باشه. ان شا’ الله سال خوبی داشته باشید.
خدا را شکر امسال نوروز خیلی خوش گذشت . آخه صبح روز عید ساعت 7 صبح ما به مسافرت رفتیم و سال تحویل را در جاده بروجن بودیم. امسال همه شهرهای جنوب را رفتیم. از جمله : ایذه - اهواز- خرمشهر- آبادان- بندر امام خمینی- بندر دیلم- بندر گناوه- بوشهر - یاسوج - برازجان- دالکی و خلاصه مسیرها و شهرهای دیگه ای که توی راه بودند. خیلی عالی بود و خوش گذشت. مخصوصا آبادان و بوشهر که خیلی باحال بود.
وروجک ها هم دلی از عزا در آوردند . از شنا در سواحل خلیج فارس گرفته تا اسب سواری - قایق سواری - کشتی سواری با موسیقی زنده بوشهری و پارک بادی و شهربازی و ...
پرنیا خانم کلی هم در کشتی رقصید و دلی از عزا در آوردو شاباش هم گرفت.
البته روز آخر جاده یاسوج هوا خیلی بارانی و مه آلود بود و رانندگی خیلی خطرناک و پرنیا جان و آقای همسر مریض شدند. و مجبور شدیم شب را یاسوج بمانیم و کلی دکتر و بیمارستان رفتیم. ولی روی هم خیلی عالی بود.
دوازده بدر را هم منزل پدرشوهرم بودیم به اتفاق بقیه فامیل و بعد از ظهر هم آش درست کردیم و رفتیم پارک . آنم خیلی خوش گذشت.
سیزده بدر هم صبح با مامانم و اینها رفتیم پارک به اتفاق فامیل پدر و بعد از ظهر رفتیم پیش فامیل آقای همسر.
دیروز هم بچه ها روز اول سال را با خوبی و خوشی به مدرسه رفتند و من از زیر قران ردشون کردم . تا ان شا’ الله تا آخر سال موفق باشند.
الان هم دیرم شده چون می خوام برم دیدن دوستی که از مکه آمده . فعلا بای
سلام. امشب شب چهارشنبه سوریه. و من نمی دونم که جایی می ریم یا نه . خودم و وروجکها که خیلی دلمون می خواد بریم بیرون ولی اقای همسر با این برنامه مخالفند . آخه می گند خیلی خطرناکه. مخصوصا برای ما که بچه کوچیک داریم.
راستی ممکنه تا سال جدید دیگه نتونم بیام وبلاگستون. بنابراین خبرهای این مدت را می نویسم و پیشاپیش سال 1391 را به همه شما هم وبلاگیهای عزیز تبریک می گم.
_ هنوز کلی از خونه تکونی عیدم مونده و نمی دونم که کی تموم میشه. آخه امسال خیلی دیر شروع کردم. البته تقصیر آقای همسر هم شد چون همینطور گفتند ول کن یه روزه همه جا را با هم تمیز می کنیم. ولی ظاهریش را شاید بشه ولی باطنش را نه.
_ دومین خبر که از اولی خیلی هم مهمتر بود اینه که ما به سلامتی اگه خدا بخواهد یه واحد آپارتمان خریدیم . البته همین که توش نشسته بودیم را خریدیم. چون خیلی محله و مجتمع را راضی بودیم. ان شا’الله که خدا همه را از مستاجری نجات دهد.
_ پرنیا خانم کارنامشون را را هفته قبل دادند و خدا را شکر همه نمراتش خیلی خوب بود و کلی ما را خوشحال کردند.
_ امسال قراره اگه خدا بخواهد برای ایام نوروز بریم مسافرت. می خواهیم بریم طرفهای جنوب . خدا کنه هوا خوب باشه و خوش بگذره.
.gif)
سلام . خوبید. ما هم خوبیم. پرنیا و پریناز این اواخر حسابی سرگرم درس و مشق هستند و امتحانات پرنیا خانم هم بوده و من هم حسابی درگیر بودم. الان هم آمدم توی اینترنت که سوال علوم براش پیدا کنم که گفتم سری هم به وبلاگستون بزنم.
پرنیا جون خیلی تلاش کرده و من هم خیلی کمکش کردم . ان شاء الله که همیشه موفق باشه.
پریناز هم حسابی شعر و انگلیسی یاد گرفته . حتی چند تا شعر هم به انگلیسی یاد گرفته.
من و بابائی هم که دنبال خونه هستیم . دعا کنید یه جای خوب پیدا کنیم.
_دیروز تولد دوست پرنیا بودیم. البته چون مسیر طولانی بود مامانها هم دعوت بودند. خیلی خوش گذشت و عالی بود. زهرا جان تولدت مبارک (زهرا خانعلی )
![]()
سلام سلام سلام. 
ببخشید از یلدا حدودا 10 روزی گذشته ولی من تازه فرصت کردم به وبلاگستان سر بزنم. یلدای امسال خیلی عالی بود. خونه مامان بزرگم بودیم. از هفته قبل همه قرارهامون را گذاشته بودیم و قرار شده بود که بریم آنجا و هر کسی هم چیزی بخرد. خلاصه ما هم الویه درست کردیم بردیم که خیلی هم خوشمزه بود و ما بودیم و مامان جان و باباجان و عمه سهیلا و بچه ها و عمه عصمت و علی آقا و بچه هاش و زن عمو فاطمه و بچه ها و عمو محمود . اول شام را خوردیم و بعد هم کلی میوه و تنقلات و بعد هم نشستیم دختر - پسر بازی کردیم که خیلی باحال بود و ساعت 11:30 آمدیم خانه . خلاصه شب خیلی عالی بودو به ما خیلی خوش گذشت. و چون اینجا از قبل دعوت شده بودیم نتونستیم دعوت دیگمون را که خونه زن عموی پرنیا و پریناز بود و سال اولش هم بود که می خواستند براش یلدا را جشن بگیرند برویم.
وروجکها این هفته یه کم مریض هستند و پرنیا خا
نم کمی سرما خورده و پریشب آنها را به دکتر بردم و کلی دارو براشون تجویز کردند. 
_ پرنیا خانم امروز امتحان ریاضی داره خدا کنه که خوب بشه. البته خیلی هم کار کرده و ان شاءاله حاصل تلاشش را بگیرد.
_ پریناز جدیدا خیلی دستور می ده و هیچ کاری توی این خونه انجام نمی ده.


سلام به دوستان خوب وبلاگی.
بالاخره مدرسه پرنیا جان عوض شد و خانمی یک نوبته شد. و این برای من بهتره . چون صبح که دو تا وروجکها می رند مدرسه من به کارهای خونه می رسم .
خبرهای جدید:
_ پریناز خانم یکی از دندوناش لق شده بود و ما خیلی ناراحت بودیم که به این زودی دندونش لق شده غافل از اینکه پشت این دندون لق دندون دائمی داشت در میامد و ما وقتی متوجه شدیم فوری اونو به دندانپزشک بردیم و گفت که باید دندون لق را بکشیم. و اولین دندان لقش را در تاریخ 23/9/90 کشیدیم . البته پریناز خانم با شجاعت تمام رفت و روی صندلی دندانپزشکی خوابید.

_ پریناز شعرهای خیلی جدیدی یاد گرفته و همینطور مطالب و دانستنیهای جدید و دیروز با توضیح این دانستنیها از پدرجان جایزه گرفتند.
_ پرنیا خانم هم برای املای بدون غلط و خط خوبش از پدرجان جایزه گرفتند.
_ یلدای این هفته را یادتون نره ان شاء الله به همه خوش بگذره. همینطور به ما.
_ پرنیا خانم در فلوت خیلی پیشرفت کرده و خیلی هم دوست داره که فلوت بزنه.


دخترای گلم شما زیباترین هدیه های خداوند به من و بابایی هستید و ما بخاطر این هدیه ها از خداوند سپاسگزاریم. 
می دونید امروز هر چی فکر کردم چیزی به نظرم نمی رسه که بنویسم . غیر از اینکه الان دخترا مدرسه هستند . هوا هم خیلی سرده و من نگران وروجکها هستم که سرما نخورند و دیگه اینکه خیلی دوستشون دارم و واقعا خدا را شکر می کنم بخاطر این دخترای گل .
در جواب دوست عزیزم که ازم در مورد اسم سوالی کرده بود می خواستم بگم که اسم وبلاگتون را لطفا بدهید تا جواب سوالتون را براتون بنویسم.

پرنیا خانم دیگه واسه خودش خانمی شده و حسابی سرش توی درس و مشقه. آخه امسال کلاس دوم است ولی بعضی وقتها یه بی دقتیهای الکی می کنه مثلا از روی درس هم که می نویسه توش غلط املایی پیدا می کنم و این کارش کفر منو در میاره . البته معلمشون می گه که طبیعیه . اکثر بچه ها اینطوری هستند ولی من نمی دونم باید چکار کنم. سر همین بی دقتیهاش دیشب باهاش قهر کردم. ولی خودم تا صبح ناراحت بودم. 
امروز هم قراره که از طرف مدرسه ببرنشون سرزمین عجایب. خیلی خوشحاله 
پریناز خانم هم که حسابی سرش تو شعر و داستانه و آنها را توی پیش دبستانی خیلی خوب یاد می گیره و مدیر و معلمشون حسابی ازش راضی هستند. 
خیلی دلم می خواهد که عکس بگذارم ولی نمی تونم موفق می شم امروز بگذارم یا نه. سعی ام را می کنم. الان هم باید بروم پریناز خانم را بیدار کنم برای رفتن به پیش دبستانی. هوا هم خیلی سرده. آخه برفهاش جاهای دیگه میاد اینجا فقط سوزش میاد.
سلام. ببخشید ایندفعه هم دیر کردیم. آخه درگیر مدرسه بچه ها و درس و مشق و این برنامه ها هستیم. آخه امسال دو تا داریم. پریناز خانم پیش دبستان 1 می ره و پرنیا خانم کلاس دوم می ره و حسابی برای خودش دیگه خانومی شده. منم که حسابی سرم گرمه و فرصت سرخاروندن هم ندارم. آخه کارهای پرنیا خیلی زیاده .
_ در ضمن پرنیا ترم دوم فلوت را هم پشت سر گذاشت و از فردا می ره ترم 3 
_ پریناز توی کلاسشون نماینده است و خیلی نسبت به سال قبل پیشرفت کرده.
_ پرنیا خانم امسال درس و مشقش بیشتره و اصلا فرصت بازی نداره. 
_ من هم می رم کلاس ایروبیک بعضی از روزها
راستی من برای عکس گذاشتن توی وبلاگ مشکل دارم. اگه میتونید منو راهنمایی کنید.
سلام. ما وروجکها در تب و تاب آماده شدن برای سال تحصیلی جدید هستیم. لباس مدرسه گرفتیم. دفتر و مداد و لوازم التحریر و هر آنچه لازم داشتیم گرفتیم. و منتظر شروع سال تحصیلی هستیم.
پرنیا امسال به کلاس دوم می رود و پریناز به کلاس پیش دبستانی می رود که توی مدرسه غیرانتفاعی اختر ثبت نام کرده. و فردا هم قراره بریم برای خرید بطری آب و لیوان آب.
از خبرهای جدیدی که در این مدت بود عقد عمومهدی بود که خوش گذشت و بعد شب بعدش پشت پا عقد و مهمونی بود .
فعلا من مامان وروجکها به اتفاق وروجکها سرما خورده ایم حسابی. امشب هم دکتر بودیم و کلی آمپول و دارو برامون آقای دکتر تجویز کردند.
ببخشید این مدت نتونستم از وروجکها عکس بگذارم. ولی حتما این کار را می کنم.
رمضان ماه رحمت و مغفرت الهی بر همگان مبارک
این روزها وروجکها سرشون به کلاس نقاشی و سفال گرمه و حسابی از سفال و گل بازی لذت می برند. پرنیا جان هم بعضی روزها در هفته به کانون پرورش فکری کودک و نوجوان می رود و کارهای از قبیل خواندن داستان - خلاصه نویسی داستان- اسم نویسنده و موضوعات اخلاقی کتاب را انجام می دهند و در آخر هم نقاشی یا کاردستی آن را انجام می دهند.
_ در ضمن کلاس فلوت هم می ره که تا حالا نت خوانی بوده و تازه این جلسه رفتند سر فلوت . خدا کنه بتونه تو این رشته موفق باشه. چون خیلی علاقه داره
_ هفته گذشته کلوخ اندازون رفتیم باغ بهادران توی ویلای یکی از دوستای بابا. خیلی خوش گذشت به اتفاق عمو محمد و خانواده و عمو محمود و خانواده و پسرعمه ام و پسر عمویم . و به بچه ها واقعا خوش گذشت . چون دو تا دوست پیدا کرده بودند و حسابی بازی کردند. و حسابی بخور بخور بود ( جوجه کباب - استامبولی- آش- خربزه - انگور- آلبالو- هندوانه- چایی- تخمه- پفک و انواع تنقلات دیگه)
_ دیشب هم پارک بودیم برای افطار خیلی هوا خوب بود.
_ امشب هم خانه عمه زینت افطاری دعوت داریم.