Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+ سفر خاطره انگیز کیش

سلام به همه نی نی ها و مامانی ها

جای شما خیلی خالی بود. هفته گذشته رفتیم کیش. دقیقا ٨/١٢/٨٧ روز پنجشنبه ساعت ٢:١٠ از خانه رفتیم بیرون به مقصد فرودگاه . آخه ساعت ٣:١۵ پرواز داشتیم. پرنیا یکبار دیگه هم سوار هواپیما شده بود ولی آنموقع خیلی کوچیک بود و همش گریه کرده بود. ولی ایندفعه خیلی خوشش اومده بود. ولی پریناز دفعه اولی بود که سوار هواپیما می شد. ولی یه دقیقه هم روی صندلی ننشست هر چقدر مهماندار می گفت که بشینه و ما کمربندش را ببندیم آن قبول نمی کرد و همینطور از بغل من پیش بابائی می خواست برود و بالعکس. خلاصه بعد از ١ساعت و ١٠ دقیقه در فرودگاه کیش هواپیما فرود آمد. و بعد هم از فرودگاه به هتل رفتیم . هتل شباویز یه هتل ویلائی بود که در کل ما راضی بودیم و نزدیک دریا بود. صبحها می رفتیم دریا.  

خلاصه بعد از اینکه به هتل رسیدیم اتاقها را تحویل گرفتیم و لباس عوض کردیم و رفتیم بازار پردیس ١ و ٢ خیلی عالی بود . چیزهای قشنگی هم داشت. برای شام هم ما را بردند رستوران زغفران پشت بازار مریم. جای شما خالی این چند روزه همش میگو پفکی و ماهی کباب خوردیم.

فردای آنروز هم رفتیم پاساژ پانیذ و مجتمع تجاری . بعد از ظهرش هم رفتیم کشتی کاتاماران و گشت دور جزیره با کشتی. جای شما خالی خیلی باحال بود. موسیقی زنده با صدای سعید تیرداد خیلی خوش گذشت و بعد هم دیدن جزیره از روی عرشه و پذیرایی.

باز روز بعد دوباره بازار رفتیم تمام وقت . البته وقتی می رفتیم بازار پرنیا خانم و پریناز خانم خیلی خوش خوشانشون می شد. آخه براشون از این ماشینهای اسباب بازی کرایه می کردیم و آنها می نشستند توش و ما هولشون می دادیم. اصلا احساس خستگی نمی کردند کلی هم کیف می کردند. یکی دو تا بازارها هم وسطش شهر بازی داشت که می رفتند توی آن بازی می کردند .

از جمله جاهایی که رفتیم بازار ونوس. مروارید. مریم. پانیذ. مرجان . پردیس ١ و ٢ . مجتمع تجاری. کشتی کاتاماران. پارک دلفین ها. پارک آهوان - باغ خزندگان و قایق سواری  و دریا و کشتی یونانی. شهر باستانی حریره. و ...

در کل خیلی خوش گذشت ما که خیلی حال کردیم. با آن هوای عالی . بچه ها فقط با یه تاپ راه می رفتند .

خوب الان باید برم امروز تمیزکار دارم. بقیه خاطرات در پست بعدی

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱۸
تگ ها:


+ در انتظار سفر کیش

سلامفرشته

خوبید ما هم خوبیم. می دونید چیه نمی دونم چرا توی زمستون زیاد فرصت نمیشه که به وبلاگستون سر بزنیم و خاطرات خودمون را براتون بنویسیم. چشمک

پرنیا خانم همچنان کلاس استخرش ادامه داره و خیلی هم پیشرفت کردهتشویق ولی جدیدا وقتی که می خوام ببرمش کلاس یه کم بداخلاقی می کنهگریه می گه آخه مربی فقط منو میبره قسمت عمیق . آخه پرنیا عاشق استخر بچه هاست ولی مربیش اجازه نمی ده که توی آن استخر بره دلقک.

پریناز هم که طبق معمول کارش فقط زورگوئی و قهر کردنه. نمی دونم تا کی می خواهد به این کاراش ادامه بده. خدا کنه که زودتر از سرش بیفته.خنده

اگه خدا بخواهد قراره که روز پنجشنبه ساعت 3 بعد از ظهر بریم کیش چشمک. به اتفاق دو تا وروجکها. خدا کنه که آنجا دخترای خوبی باشند. البته دوشنبه برمیگردیم. خاطرات کیش در پست بعدی.ماچ

البته یه کم این دو تا وروجکها الان مریضند خدا کنه که تا پنجشنبه خوب بشن.ناراحت

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٦
تگ ها: