Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+ روزهای تنهایی

سلام. این روزها ما خیلی تنها شدیم. آخه جمعه مامان جان و اینها از پیش  ما رفتند. رفتند خونه قبلیشون. آخه محیط آنجا را خیلی بیشتر دوست داشتند. حالا ما تنها شدیم. تازه بابائی هم این هفته مهمون داشتند و ما حسابی تنهایی را حس کردیم. از صبح تا شب توی خونه تنهای تنها. وقتی می ریم پایین و می بینیم جای خالی مامان جان و اینها را اشکمون در میاد. خیلی سخته دوری آنها. و بخاطر همین این هفته حسابی دلمون گرفته بود. حتی حوصله اینکه بیام سر کامپیوتر را هم نداشتم.

               پرنیا و پریناز و عروسکهاشون

 

اینم عکسی از پرنیا در قطار غزال موقع رفتن به مشهد مقدس

 

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٢٢
تگ ها:


+ بی حوصلگی مامان

این روزها خیلی بی حوصله شدم. خودمم نمی دونم چرا. یکی از دلایلش اینه که همسر عزیزم هنوز حالش روبه راه نشده و از این بابت خیلی ناراحتش هستم. دلیل دیگه هم اینکه بچه ها واقعا خیلی شیطونتر شدند. پرنیا خانم از وقتی دوباره رفته مهد کودک خیلی شیطون شده نمی دونم چرا. پرینازم سر هر چیزی گیر می ده و قهر می کنه. انگاری زبون آدمیزاد هم سرش نمی شه. چون به هیچ صراطی مستقیم نمی شه. نه با ناز و نوازش و نه با دعوا.

خدا کنه این روزها زود بگذره. خیلی هوس یه مسافرت کردم. دلم می خواد که برم دبی. ولی هر چه فکرشو می کنم می بینم که هم دلم نمیاد که بچه ها را بگذارم و برم و هم اینکه دبی با دو تا بچه کوچولو هیچ حالی نمی ده. حالا ببینیم چی پیش میاد.

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٦
تگ ها: