Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+ آبله مرغان و مسافرت به مشهد

سلام دوستان. خوبید. ما هم خوبیم. راستی ببخشید که خیلی وقته به وبلاگ سر نزدم آخه کامپیوترم را جابجا کرده بودم و دسترسی به اینترنت امکان پذیر نبود. عصبانی

اندر احوالات این دوماه:

_ پریناز در تاریخ 19/2/1390 ابله مرغان گرفت همراه با تب شدید و خیلی هم سختش را گرفته بود تمام بدنش پر بود از آبله مرغان ولی خدا را شکر توی صورتش کمتر بود . و تو این فاصله بابائی به تهران رفت و من ماندم دست تنها با این پریناز. البته خدائی مامان جان هیچ چیزی کم نگذاشت . الهی قربونش برم هر روز بعد از ظهر بخاطر اینکه بوی غذا و سرخ کردنی به پریناز نخوره توی خانه غذا درست می کرد و میامدند خانه ما و تا اخر شب اینجا بودند که پریناز حوصلش سر نره و بهونه نگیره. گریه

_ درست وقتی که دیگه پریناز آخرین روزهای آبله مرغان را می گذراند و تقریبا خیالم راحت شده بود از اینکه پرنیا نگرفته در تاریخ 3/3/1390 پرنیا خانم همراه با دانه ای که اول روی بینی اش زد و کمی هم شیطونی کرد و روی اونو کند به آبله مرغان دچار شد ولی چشمتون روز بد نبینه توی هر سوراخی که فکرش را بکنید ریخته بود دیگه جای سالم نداشت توی صورتش که پر بود و خیلی هم حالش بد بود آخه خیلی خارش داشت و کلافه بود ولی پریناز خدا را شکر خارشش کم بود. خلاصه آبله مرغان پرنیا خانم هم دو هفته ای ادامه داشته به اضافه اینکه این دفعه مامان جان مشهد بودند و ما به خانه مامان جان رفتیم و من خیلی بیشتر دست تنها بودم.  گریه

_ دقیقا در تاریخ 26/3/1390 همان روزی که جلسه فامیلی داشتیم ما بلیط گرفتیم برای مشهد مقدس و ساعت 40/8 شب ما پرواز داشتیم . بعد از ظهر رفتیم جلسه و بعد هم از جلسه رفتیم به فرودگاه و ساعت 15/10 شب هم ما مشهد بودیم . اول هتل رزو کردیم و بعد هم رفتیم به حرم مطهر خیلی عالی بود و مصادف بود با اعتکاف ماه رجب. خلاصه 4 شب در مشهد خوابیدیم و از جمله جاهایی که رفتیم رستوران شاندیز- رستوران برادران کریم- رستوران معین درباری و موزه نادرشاه افشار و کلی جاهای دیگه . خیلی خوش گذشت . جای شما خالی دعا گوی همه بودیم.خنده

_ پرنیا و پریناز از اول تیر به کلاس نقاشی و سفال رفته اند . دو روز در هفته از 12-8 به این دو کلاس می روند و خیلی هم از کلاس سفال لذت برده اند. در ضمن پرنیا خانم کلاس ارف هم می ره . یه روز در هفته و الان هم می خواهیم که تا یکساعت دیگه به کلاس ارف بریم. تشویق

_ خودم هم که تقریبا مشغولم . بعد از ظهرها یه کلاسی دارم که دوست ندارم فاش بشه . هی بدک نیست و برای روحیه هم خیلی خوبه.

من بر می گردم با عکسها و مطالب جدید. قلب

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢۸
تگ ها: