Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+ سال 1392 مبارک

 

سلام . گفتم در آخرین دقایق سال 1391 بیام و زودتر سال نو را تبریک بگم. آخه ممکنه تو عید فرصت نشه. برمی گردم با خبرهای جدید

 

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۳٠
تگ ها:


+ کارهای قبل از عید

سلام.

مثلا من امسال کارهای عیدم را خیلی زود شروع کردم ولی الانم خیلی کار دارم و این یعنی اینکه با این وروجکها خونه تکونی هیچ فایده ای نداشته.

دیروز اتاق پرنیا و کمد و سالن را درست کردم و امروز هم اگه خدا بخواهد باید کارهای دیگه را انجام بدهیم.

دیشب از بس خسته شده بودم بابائی دیگه دلش به حالمون سوخت و ساعت هفت آمد و رفتیم بیرون شام . بعدش هم رفتیم خونه آقاجون و اینها. آنهام دستشون به خونه تکونی بند بود.

به بچه ها کلی تکلیف عید دادند. نمی دونم چیکار کنم با این همه تکلیف.

 

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٥
تگ ها:


+ خانه تکانی عید

سلام به عزیزان وبلاگی

این روزها همش درگیر تمیزکردن منزل و خانه تکانی هستم. البته من امسال خیلی زود شروع کردم و تقریبا هم کارهای اساسی را انجام دادم. البته آقای همسر هم دستش درد نکنه خیلی کمکم کرد. حالا تقریبا از حول کارهای اساسی درآمدم ولی یه کم خرده کاری دارم.

برنامه عیدمون هم مشخص نیست . هنوز نمی دونم میریم مسافرت یا نه. برناممون مسافرت بوده ولی آقای همسر کار دارند احتمال داره که عید سرکار باشند و این یعنی اینکه مسافرت بی مسافرت.

برای دخملها هم کمی خرید کردم. البته چون قرار بود بریم مسافرت خرید آنچنانی براشون نکردم. حالا موندم بلاتکلیف.

خدا را شکر در این دوهفته بساط عقد و عروسی به پاست. عقد پسر عمو . عقد نوه خاله همسر و عروسی دختر عمه به فاصله های نزدیک. به خاطر همین باید کارامو زود جمع و جور کنم.

 

در ضمن از همه مهمتر اینکه پرنیا جان دوشنبه 14/12/91 به سن تکلیف رسید. البته خودش خیلی دوست داشت که براش جشن تکلیف بگیریم. ولی خیلی بدموقع و نزدیک عید وخانه تکانی بود و شرایطش نبود. و قرار شد که بعد از عید با تولدش بگیریم . البته همان شب با مامان جان و باباجان و مریم جان و دایی مصطفی  رفتیم رستوران و جای شما خالی خیلی خوش گذشت. و پرنیا خانم هم کلی پول گیرش آمد. بعنوان کادو.

دخترم این چند روز خیلی خانوم شده و نمازاش را همش سر وقت می خوند. خدا کنه تا آخر این عشق و علاقه باشه.

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٥
تگ ها:


+ خانه تکانی عید و جشن تکلیف پرنیا جان

سلام. خوبید. ما هم خوبیم.

من امسال خیلی کارهای عیدمو زود شروع کردم. نمی دونم چرا خیلی هول داشتم. خدا را شکر نصف بیشتر کارام را انجام دادم و فقط مونده سالنم و کمدهام.

دلم می خواهد که زود کارام تمام بشه که روزهای آخر کاری نداشته باشم. آخه 25 اسفند هم عروسی دختر عممه . بخاطر همین می خواهم که کارام را زود انجام بدهم که بعد به کارهای عروسی برسیم.

وروجکها هم کمی سرما خوردند و مرتب دارو می خورند. پرنیا جان چهارشنبه نتوانست برود مدرسه. چون حالش بد بود.

_ در ضمن آقای دکتر سلطانی ممنون که برام کامنت گذاشتید. ولی متاسفانه نتونستم وارد وبلاگتون بشم. نمی دونم آدرستون تغییر کرده یا نه؟

_ برای پرنیا خانم بخاطر کارنامه خوبش یه لب تاب خریدیم و برای پریناز خانم هم یه گوشی موبایل خوشگل.

 

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٤
تگ ها: