Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+ اولین روز مدرسه پریناز

سلام . خوبید. ما هم خوبیم.

امروز بالاخره پریناز خانم اولین روز از سال تحصیلی خودش را آغاز کرد و پا به یه دنیای دیگه ای یعنی مدرسه گذاشت. امروز چهارشنبه 28/06/91 پریناز گلم به کلاس اول رفت. یعنی امروز روز جشن و کلاس بندی بود . ما هم از زیر قران ردش کردیم و به امید خدا رفت که سالهای سال تحصیل و درس و مدرسه را پشت سر بگذاره و ان شاء الله با موفقیت باعث افتخار ما و خودش بشه.

من و پرنیا و پدر امروز او را بدرقه کردیم. اولین معلم او خانم پروازیان بود.

پرنیا خانم هم از روز شنبه باید اولین روز مدرسه را شروع کند. خدا کند موفق باشند.

در این هفته یک روز دیگه هم با خاله و صبیحه و سمانه و خاله مهری و مامان جان و خاله جان رفتیم میدان امام. جای شما خالی عصرانه خوردیم و تا شب آنجا بودیم.

کم کم داره هوا سرد می شه و دیگه نمی شه از خونه شبها بیرون بریم. به آقای همسر گفتم این یکی دو هفته دیگه را تا شبها حسابی خنک بشن بریم بیرون. چون بعد باید بشینیم تو خونه و فکر درس و مشق بچه ها باشیم.

 

 

 

 

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/٢٩
تگ ها:


+ پیک نیک باحال

سلام

امروز روز چهارشنبه مصادف با شهادت امام جعفر صادق ظهر برای ناهار به پارک رفتیم به اتفاق مامان جان و باباجان و خاله جان و تا ساعت سه تنها بودیم. بعد از ظهر عمه و منیژه و زن عمو و مریم جان و آقامجید و سمیه خانم هم آمدند و خیلی باحال بود به بچه ها که خیلی خوش گذشت . چون اولین باری بود که پدرشان اجازه داد تا آخرین وقت بیرون بمونند و احساس خستگی نکرد.

البته به من هم خیلی خوش گذشت و شام هم ماندیم و جای شما خالی ساندویچ گرفتیم. برای فرداشب هم قرار گذاشتیم که بریم بیرون ان شا’ الله.

 

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/٢٢
تگ ها:


+ روزهای آخر تعطیلات

سلام سلام سلام

بچه ها خیلی ناراحتند که کم کم تعطیلات داره تموم می شه و دلشون می خواد که تا تعطیلاتشون تموم نشده یه مسافرت دیگه برند ولی انگار آقای همسر خیلی کار دارند و فکر نکنم که بشه. البته خدا کنه که امکانش فراهم بشه.

دیشب رفتیم و برای پریناز خانم کیف مدرسه خریدیم آخه وروجکم امسال می ره کلاس اول.

فردا هم تولد آقای همسر است و من هیچ کادویی نخریدم. نمی دونم چیکار کنم.

_ الان بچه ها کلاس ژیمناستیک دارند و من باید برم که آمادشون کنم.

برمیگردم با خبرهای جدید.

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/۱٢
تگ ها: