Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers بعد ار تولد پريناز - ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+ بعد ار تولد پريناز

 خلاصه وقتی پریناز بدنیا آمد تا ۱۰ روز خونمون شلوغ بود همه می رفتند و می آمدند . پرنیا هم بعضی وقتها بهونه می گرفت ولی بهش حق می دادیم. نهمین روز بدنیا آمدن پریناز بود که تولد دوسالگی پرنیا را گرفتیم و همه را دعوت کردیم . همه آمدند و برای پرنیا کادو آوردند خیلی خوش گذشت. 

 راستی یادم رفت که بگم من وقتی که پرنیا و یکسال و سه ماهه شد مجبور شدم که دیگه سرکار نرم هم بخاطر پرنیا جونم و هم بخاطر این که حامله بودم .

 خیلی وقت بود که دلم می خواست وبلاگی درست کنم برای پرنیا  و پریناز . ولی فرصت نمی شد . تا اینکه بالاخره امروز یعنی روز عاشورا بالاخره موفق شدم اینکار را بکنم . آخه پرنیا نیست دنبال مامان جان و باباجان و خاله مریم رفته بیرون . بابایی هم طبق هرسال که روز عاشورا نذری می دهند امروز رفته نذری بدهد. منم چونکه تنها بودم از توی خونه تکان نخوردم و بهترین فرصت را دیدم برای نوشتن وبلاگ  هر چند که پریناز همینطور بهونه خواهرش را می گیرد.

 دیشب یعنی شب تاسوعا پرنیا به اتفاق مامان جان و خاله مریم و اعظم رفته بودند مسجد اباالفضل و من و پریناز هم با عمه الهه و عمه زهرا و عمه زهره و عمه زینت و بچه ها و  زن‌عمو اعظم و ریحانه و فاطمه رفتیم حسینیه کربلائیها و بعد هم رفتیم حسینیه رضوی و بعد هم موقع برگشتن عمه الهه پریناز را داد دست یکی از عربهای قمه بدست و ریحانه هم از او فیلم گرفت ولی پریناز حسابی گریه کرد .  آخه خیلی بچه مامانی شده بغل هیچ کسی نمی رود. برعکس پرنیا . دیشب منو حسابی خسته کرد چونکه همش مجبور بودم بغلش کنم.

 پرنیا خیلی شیرین زبون شده کلی هم شعر و قصه بلده که بخونه: توپ قلقلی .تپلوام تپلو . بزبزقندی . زینگ زنیگ . بابای خوبم. نمکی. لی لی حوضک. و خیلی شعرهای دیگه.

 پرنیا عاشق لپ لپ است هر موقع بهش می گیم دلت چی می خواهد می گد لپ لپ و بابایی را مجبور می کنه تا براش لپ لپ بخرد.  

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/۱٠
تگ ها: