Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+  

مهمونی خانوادگی ما و این دو تا وروجک

بالاخره روز مهمونی خانوادگی ما هم از راه رسید . آخه ما هر ماه جلسه قرض الحسنه خانوادگی داریم و هر سری نوبت یکی از اعضای جلسه است که بریم خونشون و پذیرائی کنه و جلسه آنجا برگزار می شه. دیروز هم نوبت ما بود . از ماه قبل منتظر این روز بودیم. ولی ما جلسه قرض الحسنه خانوادگیمون را خونه پدر شوهرم انداختیم . چونکه یه حیاط خیلی بزرگ و باصفا دارند و گفتیم که توی حیاط فرش پهن کنیم همه آنجا بشینند. جاتون خالی آش هم پختیم آنم چه آش خوشمزه ای . البته زحمتش را عمه های پرنیا و پریناز کشیدند دستشون درد نکنه حسابی تو دردسر افتادند .

ما از صبح ساعت ۱۰ رفتیم خونه آقاجون و اینها و ناهار هم آنجا بودیم. تا بعد از ظهر این دو تا وروجک خیلی خوش اخلاق بودند و بازی کردند ولی دقیقا از وقتی که خوابیدند و بیدار شدند اخلاقشون صد درجه عوض شد.  هر دو تائیشون چسبیده بودند به من و پیش هیچ کس دیگه هم نمی رفتند . پریناز که فقط کافی بود من از بغلم بگذارمش پائین و گریه را سر بدهد . پرنیا هم که تا کسی باهاش حرف می زد عصبانی می شد و گریه می کرد. خلاصه که منو کلافه کردند و نگذاشتند من هیچ کمکی به عمه ها بکنم. البته دستشون درد نکند سنگ تموم گذاشتند . خیی کمک کردند. جلسه تا ساعت ۱۰ طول کشید و بعد همه رفتند خانه.

پرنیا خانم هم بعد از ظهر ساعت ۵ کلاس داره . باید بره الان بخوابد که سر کلاس کسل نباشد.

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۳/٢٩
تگ ها: