Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+  

سلام بچه ها. خوبید. ما هم خوبیم.

من خیلی تنبل شدم توی عکس گرفتن از این دو تا وروجک و عکس گذاشتن توی وبلاگشون.  آخه می دونید هر موقع من می شینم سر وبلاگ نویسی همون موقع هیچ عکسی آماده ندارم. منم که عذرم موجه است . چون باید از فرصتها استفاده کنم. آخه این دو تا وروجک که نمی گذارند من سر کامپیوتر بشینم. یکیشون موس را می کشه. آن یکی صفحه کلید را می کشه. خلاصه دیگه کم مونده که کامپیوتر را بندازند. پریناز که دیگه میخواد برود رو میز کامپیوتر بشیند . مرتب جیغ می زنه که منو بگذار روی میز.

پریناز خیلی بلا شده. چند روزه که خودش موقعی که مامیش را کثیف کنه یا بی ادبیه دستشویی داشته باشد میرود دم در دستشویی و همینطور منو صدا می کنه.

توی خونه هم که فقط راه می رود و مامان و بابا می کنه.

تازه چند روزه که  می رود روی مبل و از آن میرد روی اپن خیلی کار خطرناکیه. دیگه از دستش ذله شدم.

پریناز فکر کنم کم کم می خواد به حرف بیفتد چونکه خیلی از کلمات را می گوید. و مشخصه که دوست داره صحبت کنه. تا بهش می گیم پریناز مامانو دوست داری سرش را به علامت تائید تکان می ده. خیلی ملوسی شده.

شب بیست و یکم پریناز را برای اولین بار بردم مسجد محلمون برای شب قدر. از همون موقع که رفتیم یه کمی اطراف را نگاه کرد و بعد هم گرفت خوابید تا سحر خواب بود. منم همتونو دعا کردم.

خیلی کم غذا می خوره و منو دیوونه کرده با این غذا خوردنش نمی دونم چیکار کنم. یا اینکه می خواد وقتی می خواد غذا بخورد خودش قاشق را بگیره و کسی کاری به کارش نداشته باشه تا آن بتواند همه جا را به گند بکشد بعد هم اگر دلش خواست یه قاشق غذا بخوره.

عاشق اینه که از یه جایی برد بالا و یا اینکه ظرفهای کابینتها را بریزد بیرون و تنها جایی که کاری ندارد به اسباب بازیهاشه.

پرنیا خانم هم حسابی شیرین شده. شعر می خواند قصه می گویدو خلاصه خیلی مواظب خواهرشه اگر من خواهرشو دعوا کنم حسابی عصبانی می شه و سر من داد میزنه.

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٧/۱٢
تگ ها: