Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Kids Birthday tickers ...::: دختران زیبای من :::...

...::: دختران زیبای من :::...

وبلاگی برای پرنیا و پریناز عزیزم

+  

 سلام خوبید ما دوباره آمدیم یواشکی مامانی

 باید ببخشید که چند روزه نتوانستیم بهتون سر بزنیم . آخه بابائیم از تهران براش مهمون آمده و چون که حسابی سرش گرم مهمونش بود ما هم بیشترش خونه مامان جان بودیم. آخه به مامانم می گم ما غیر از خونه مامان جان جائی دیگه نداریم که بریم . آخه خسته شدیم از بس که فقط آنجا رفتیم. 

من پرنیا هستم.

 می دونید این چند روزه چه گذشته. روز ۲۲ بهمن که رفتیم بابائی چند جا کار داشتند. ما هم توی ماشین بودیم.  ولی نمی دونید توی راه چه خبر بود همه مردم دسته دسته با هم می رفتند. خیابونها خیلی شلوغ بود. به مامانم گفتم چه خبره گفتند که راهپیمائی ۲۲ بهمن.  نمیدونید چقدر دلم می خواست من هم بروم. چونکه به همه بچه ها بادبادک داده بودند پرچم داده بودند و خیلی چیزهای دیگه . ولی خوب نشد که من هم برم. بعد هم بعد از اینکه کلی تو خیابونها گشتیم رفتیم طبق معمول خونه مامان جان چونکه انجا دعوت بودیم . باباجان و خاله مریم از صبح ۳ بار زنگ زده بودند که ما بریم آنجا.بعد از ناهار هم خوابیدیم و ساعت ۴ بیدار شدیم رفتیم میدان امام آش رشته خوردیم. بعد هم لوازم ساندویچ گرفتیم و رفتیم خونه مامان جان .شب هم من حسابی گریه کردم و دنبال مامان و بابائی نیومدم خونه. 

این چند روزه هم که بابائی مهمون داشتند ما با باباجان و مامان جان چند بار بیرون رفتیم . بابائیم می گد بیشتر زحمتهای ما گردن مامان جان و باباجانه. دیشبم من و مامان و پریناز خونه مامان جان خوابیدیم و صبح آمدیم خانه.

منم پرینازم.

می دونید چیه . من دارم تندتند دندان در میارم . دیروز ششمین دندونم را در آوردم. اصلا هم غذا دلم نمی خواهد و مامانم میگد به خاطر دندونامه. بچه ها می دنید چند روزه چی یاد گرفتم. با دهنم صدا در  میارم. زبونم را در می آرم. و دد هم می گم که همه کلی ذوق می کنند.

نویسنده : مامان الناز ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/٢٦
تگ ها: