فوت مادربزرگ

سلام به دوستان خوب وبلاگی

این روزها اصلا فرصت نمیکنم که به وبلاگستون سر بزنم و خاطرات بچه ها را بنویسم. خودم خیلی گرفتارم چون همش دانشگاه هستم و درگیر کارهای دانشگاه و درس و پایان نامه.

دخترها هم مشغول درس و مدرسه هستند و کم کم باید آماده بشیم برای خانه تکانی عید.

تو این مدت مادربزرگ عزیزم را از دست دادم و جای خالیش الان خیلی حس می شه.

پریناز کلاس فوتسال میره و خیلی هم علاقه داره

پرنیا خانم هم که همچنان کلاس زبان میره و نفر اول این ترم بوده .

فعلا حال و هوای خیلی خوبی ندارم به دلایل خاصی ولی دعا کنید که انشاالله زود مشکلم حل بشه .

به امید روزی که همه مشکلاتشون حل بشه و سالم و سلامت باشند.




/ 0 نظر / 23 بازدید